مهرداد میناوند
2 سال پیش
مهرداد میناوند
گوش هايم را مي گيرم! چشم هايم را مي بندم! و زبانم را گاز مي گيرم! ولي حريف افکارم نمي شوم! چقدر دردناک است فهميدن...!!! خوش بحال عروسک آويزان به آينه ماشين، تمام پستي بلندي زندگيش را فقط ميرقصد...!!! کاش زندگي از آخر به اول بود.. پير بدنيا مي آمديم.. آنگاه در رخداد يک عشق جوان ميشديم.. سپس کودکي معصوم مي شديم ودر، نيمه شبي با نوازش هاي مادر آرام ميمرديم...!!! آنها که موهاي صاف دارند فر مي‌زنند و آنها كه موي فر دارند موي‌شان را صاف مي‌كنند عده‌اي آرزو دارند خارج بروند و آنها كه خارج هستند براي وطن دلشان لك زده و ترانه‌ها مي‌سُرايند مجردها مي‌خواهند ازدواج کنند متأهل‌ها مي‌خواهند مجرد باشند... عده‌اي با قرص و دارو از بارداري جلوگيري مي‌كنند و عده‌اي ديگر با قرص و دارو ميخواهند باردار شوند... لاغرها آرزو دارند چاق بشوند و چاق‌ها همواره حسرت لاغري را مي‌كشند شاغلان از شغلشان مي‌نالند بيکارها دنبال همان شغلند فقرا حسرت ثروتمندان را مي‌خورند ثروتمندان دغدغه‌ي نداشتن صفا و خون‌گرميِ فقرا دارند... افراد مشهور از چشم مردم قايم مي‌شوند مردم عادي مي‌خواهند مشهور شده و ديده شوند سياه‌پوستان دوست دارند سفيدپوست شون
;