سعید عزت اللهی
4 سال پیش
سعید عزت اللهی
براي لبخند زدن... هميشه نبايد... يک چتر باشد و باران و يک نفر... که گمان کني عاشقانه تصويرت را قاب مي گيرد... هميشه نبايد... يک کافه باشد و قهوه و يک موزيک آرام... براي لبخند زدن... هميشه نبايد... نيمکت هاي خالي شهر را پر کرد از بودن هاي الکي... گاهي شايد بايد... يک نفر بيايد و تمام لبخندش را قسمت کند... اين يک نفر... با تمام خستگي هايش... کلافگي هايش... حرف هاي نگفته ي دل خودش... تنها لبخند چند ثانيه اي خودش را با تو قسمت مي کند... کاري که خيلي ها نمي کنند... خيلي ها! براي لبخند زدن... گاهي به جز... آسمان و ستاره و دوران گل نرگس ها... به جز... برف و تعطيلي و سفيدي و طنز... يک نفر هست... که با تمام غريبانگي و غريبگي اش لبخندش را قسمت مي کند... ????????eltemas doa??????
;