مهرداد میناوند
4 سال پیش
مهرداد میناوند
من در محيطي زندگي ميکنم که وقتي کسي مي ميرد ميگويند راحت شد ...؟؟؟ به راستي مگر ما چگونه زندگي ميکنيم که با مرگ راحت ميشويم؟ ما امروزه خانه هاي بزرگتر ، اما خانواده هاي کوچکتر داريم ؛ مدارک تحصيلي بالاتر ، اما درک عمومي پائينتر داريم آگاهي بيشتر ، اما قدرت تشخيص کمتر داريم؛ بدون ملاحظه ايٌام را مي گذرانيم ،  خيلي کم مي خنديم ; خيلي تند رانندگي مي کنيم ،  خيلي زود عصباني مي شويم ؛ تا ديروقت بيدار مي مانيم ، خيلي خسته از خواب بر مي خيزيم ؛ خيلي کم مطالعه مي کنيم ؛ و خيلي زياد دروغ مي گوئيم ؛ زندگي ساختن را ياد گرفته ايم اما زندگي کردن را نه ؛ ما ساختمانهاي بلندتر داريم اما طبع کوتاهتر ؛ بيشتر خرج مي کنيم اما کمتر داريم ،  بيشتر مي خريم ، اما کمتر لذت مي بريم ؛ ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم براي ملاقات عزيزي از يک سوي خيابان به آن سو برويم ؛ فضاي بيرون را فتح کرده ايم ، اما فضاي درون را نه ؛ بيشتر برنامه ميريزيم اما کمتر به انجام مي رسانيم؛ عجله کردن را آموخته ايم و صبر کردن را نه. مگر بيشتر از يک بار در زندگى فرصت داريم,,,؟ آرزوي زندگي کردن دارم براتون.زندگي به معناي واقعي...
;