مهرداد میناوند
3 سال پیش
مهرداد میناوند
يکي از جانبازان شيميايي تعريف ميکرد وقتي از جبهه برا مرخصي برگشتم راننده ي آژانس از من کرايه دوبرابر گرفت چون لباسهام خاکي بود و پول کارواش رو هم ازم گرفت. يک روز هم داخل تاکسي تو اتوبان بخاطر بيماري شيمياييم حالت تهوع داشتم راننده نگه داشت تا کنار اتوبان استفراغ کنم و وقتي برگشتم راننده راننده با کلي اخم حرکت کرد و گفت ماشينم کثيف نشه ها و بخاطر توقف ک باعث شدي از اون ور ديرتر نوبت و مسافر سوار کنم بايد يه کمي يشتر کرايه پرداخت کني؛ وقتي براي درمان رفتم ايتاليا تو بيمارستان شهر رم بستري بودم فاميلي پرستار مالديني بود اولش فکر کردم تشابه اسمي هست ولي بعد پرسيدم فهميدم واقعا خواهر #پايولومالديني فوتباليست اسطوره اي ايتاليا ست، ازش خواستم که يه عکس يادگاري از برادرش بهم بده و او قول داد که فردا صبح ميده ولي صبح که از خواب بيدار شدم ديدم پايولو مالديني با يه دسته گل دو ساعتي ميشه بالا سرم نشسته و بيدارم نکرده بود تا خودم بيدار شم. شب خواهرش بهش گفته زنگ زده بود و گفته بود که يک جانباز ايراني عکس يادگاري از تو ميخواد و اون مسير ششصد کيلومتري ميلان تا رم رو شبانه آمده بود تا يه عکس يادگاري واقعي با يه جانباز ک
;